سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
358
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
بدون اينكه هيچيك از اين امور را صريحا در كلام ذكر نمايد ، بنابراين تلميح يا در نظم بوده و يا در نثر مىباشد و مشاراليه در هريك از ايندو يا قصّه بوده و يا شعر و يا ضرب المثل مىباشد و بدين ترتيب اقسام تلميح ششتا است بدين شرح : 1 - تلميح در نظم و مشاراليه آن در قصّه باشد . 2 - تلميح در نظم و مشاراليه آن شعر ديگرى باشد . 3 - تلميح در نظم و مشاراليه آن ضربالمثل باشد . 4 - تلميح در نثر و مشاراليه آن قصّه باشد . 5 - تلميح در نثر و مشاراليه در آن شعر ديگرى باشد . 6 - تلميح در نثر و مشاراليه در آن ضربالمثل باشد . مصنّف تنها دو مثال از امثله ششگانه را در متن ذكر نموده و چهارتاى ديگر را ترك كرده است يعنى تلميح در نثر را كه سه مثال دارد بطور كلّى نياورده و يك مثال از امثله سهگانه تلميح در نظم يعنى مثاليكه مشاراليهش ضربالمثل باشد را نيز ذكر نكرده است . مثال مثال تلميحى كه در نظم بوده و مشاراليهش قصّه باشد هم چون قول ابو تمام : فواللّه ما ادرى أاحلام نائم * الّمت بنا ام كان فى الرّكب يوشع يعنى : قسم به خدا نميدانم آيا خيالهائى كه شخص خواب در خواب مىبيند بر ما نازل شده يا آنكه شترسواران يوشع بن نون كه خورشيد برايش بازگشت نمود در ميان ما ميباشند .